تبليغاتX
نگارستان

نگارستان

نوشته هایی پیرامون فرهنگ - اجتماع - سیاست و وضعیت زنان افغان

  مؤسسه‌ی «زنان جوان برای تغییر» سحرگل را «نماد مقاومت و شهامت زنان» می‌داند و از همین رو، یک ایستگاه انترنتی را به نام او، نام‌گذاری کرده است. این مؤسسه به تازگی، یک سال و یک روز شدن خود را در همین ایستگاه انترنتی جشن گرفت. این نخستین و تنها ایستگاه انترنتی ویژه‌ی بانوان در کشور است که به نام یک خانم افغانستانی و گرامیداشت از سحرگل، امسال در «روز جهانی زن» به گشایش یافته است. سحرگل، نوعروس 15 ساله‌ای است که توسط خانواده شوهرش تا سرحد مرگ شکنجه شده بود. وی هنگامی که تنها 14 سال داشت، توسط برادراندرش در بدل 260 هزار افغانی مجبور به ازدواج با مرد 30ساله گردید و در طول پنج ماه پس از عروسی، برای آن که از روسپی‌گری سرباز می‌زد، به شدت شکنجه گردید. در نهایت، پولیس بغلان در 7 جدی سال گذشته وی را از زندان خانگی نجات داد و برای درمان به شفاخانه وزیر اکبرخان شهر کابل انتقال داد. بانو طوبا احمدیار، مسئول ایستگاه انترنتی سحرگل و عضو زنان جوان برای تغییر معتقد است که ایجاد نخستین ایستگاه انترنتی ویژه‌ی زنان در افغانستان، گامی بزرگ در راستای توسعه حقوق زن در کشور می‌باشد. ایستگاه انترنتی سحرگل بیش از 15 پایه کمپیوتر دارد و روزانه برای ده‌ها مراجعه کننده زن خدمات ارائه می‌کند. طوبا احمدیار، مسئول ایستگاه انترنتی «سحرگل» و عضو مؤسسه‌ی زنان جوان برای تغییر از دید طوبا احمدیار، هدف از راه اندازی این ایستگاه انترنتی صرفا استفاده از انترنت نیست. وی می‌افزاید: «در هر پنجشنبه، جلسات منظم زیر عنوان نشست خواهران داریم که در آن در مورد مسایل اجتماعی بحث می‌کنیم.» احمدیار تأکید می‌کند که آن‌ها برنامه مشابهی را در سراسر کشور دارند و گشایش ایستگاه انترنتی سحرگل فقط یک آغاز می‌باشد. به گفته خانم طوبا، «زنان جوان برای تغییر» شعبه‌ای را در کانادا نیز ایجاد کرده است که هدف اصلی آن هماهنگی و جمع آوری کمک‌ها برای برنامه‌های آن‌ها در کشور می‌باشد. وی می‌افزاید: «تلاش‌ها برای ایجاد نمایندگی زنان جوان برای تغییر در تخار و جلال آباد آغاز شده است و به زودی در آن جا نیز نمایندگی باز خواهیم کرد.» مؤسسه «زنان جوان برای تغییر» سال گذشته توسط نورجهان اکبر و انیتا حیدری اساس‌گذاری شد و بیش از 50 عضو از میان بانوان و آقایان جوان دارد. اهداف این نهاد، توانمند‌سازی زنان، بهبود زندگی شان توسط مشارکت اقتصادی و اجتماعی و آگاهی‌دهی و دادخواهی برای زنان اعلام شده است. این مؤسسه در یک سال فعالیت خود، با راه اندازی تظاهرات و برگزاری محافل فرهنگی، حضور محسوس در کابل داشته است. اعضای زنان جوان برای تغییر در سال گذشته در اعتراض به خیابان آزاری زنان و دختران، حمایت از اعتصاب غذایی سیمین بارکزی و اعتراض به خشونت‌های فزاینده بر زنان، راهپیمایی کردند. نورجهان اکبر، یکی از بنیان‌گذاران زنان جوان برای تغییر، سال جدید کاری این نهاد را «سال نو برای مبارزه کهنه» می‌داند. وی در یادداشتی که در وبگاه این نهاد به نشر رسیده، در مورد فعالیت‌های آینده نهادش نگاشته است: «من فکر می‌کنم سخت تر از آغاز، پایدار کردن و مستقل نگهداشتن این جنبش است. برای استقلال یک جنبش، مهم ترین چیز، ایجاد پشتوانه ملی است. برای ایجاد این پشتوانه در افغانستان، اول ما باید کار کنیم تا اذهان مردم ما در مورد زن و نقش زن در جامعه تغییر کند تا آنها از یک نهاد یا جنبشی که برای برابری جنسیتی کار می‌کند، حمایت کنند.» اما از نظر بانو اکبر، آن‌ها بسیج جوانان را آغاز کرده و برای مبارزه مدنی نیز پایگاه اجتماعی پیدا خواهند کرد. وی می‌افزاید: «ما توانستیم بیش از پنجاه جوان را بسیج کنیم که به پا خیزند، آستین بر زنند و به صورت داوطلبانه و بدون درخواست یک افغانی، با در خطر قرار دادن خود و خانواده خود، با طعنه و تهدید شنیدن از آشنایان و بیگانه گان مبارزه کنند. من باور دارم که این آغازِ جنبش جدیدی برای برابری در افغانستان است.» داخل ایستگاه انترنتی سحرگل یک دهه بعد از فروپاشی حکومت طالبان که زنان در دوره آن‌ها، با محدودیت‌های گسترده‌ای رو به رو بودند و حتا اجازه تحصیل و کار را نداشتند، در کنار برداشته شدن محدودیت‌های وضع شده زمان طالبان بر زنان و دختران و برخورداری آن‌ها از حق تحصیل و کار، نهادهای مدافع از حقوق زنان نیز رشد چشمگیری داشته اند. مدافعان حقوق زنان با پذیرش چالش‌های جدی در برابر زنان افغان، حضور نهادها و مؤسسات نمونه روشن از بهبود حقوق زنان و پا گرفتن نهادهای مدافع حقوق زنان در ده سال اخیر می‌دانند. معصومه محمدی، رییس مؤسسه «تساوی» و از فعالان حقوق زن، با اظهار خوش‌بینی نسبت به وضعیت زنان، به این باور است که در ده سال گذشته در بیشتر عرصه‌ها، از جمله در زمینه حقوق زنان، پیشرفت‌های چشم گیری صورت گرفته است. وی می‌افزاید: « بدون شک یک دهه بعد از حضور جامعه جهانی، پیشرفت‌هایی مهم در عرصه حقوق زن صورت گرفته است. هر چند این به معنای حل شدن تمام مشکلات زنان افغانستان نمی‌باشد.» وی دلیل بهبود وضعیت زنان در کشور را فعالیت‌های نهادها و مؤسسات دفاع از حقوق زنان می‌داند. وی می‌افزاید: «وجود نهادها و مؤسسات دفاع و آگاهی دهی از حقوق زنان برای داشتن یک جامعه سالم و مدنی ضروری است.» با این حال، بانو محمدی به این باور است که کار کردن برای حقوق زنان در افغانستان همیشه دشوار بوده است. وی‌ می‌افزاید: «مبارزه برای حقوق زن در جوامع سنتی همیشه دشوار بوده است و جامعه ما نیز از این قاعده، مستثنا نیست. گرچند نهادینه‌شدن حقوق زن در جامعه‌ی سنتی افغانستان، وقت‌گیر و پرچالش است، ولی ما باور داریم که کارها و برنامه‌های نهادهای مدافع حقوق زن، نتیجه‌بخش و سودمند خواهد بود؛ همان گونه تاکنون نیز دستاوردهای چشم‌گیری داشته است.»
+ نوشته شده در  Tue 8 May 2012ساعت 14:21  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

شماری از نهادهای مدنی کشور می گویند که حمایت رییس جمهور کرزی از اعلامیه شورای علمای افغانستان که محدودیت هایی تازه را برزنان کشور تبلیغ می کند؛ سبب نگرانی شدید این نهاد ها شده است.
نهادهای موسوم به موسسه تساوی و اتاق فکر افغانستان با نشر اعلامیه ای، نگرانی شدید شان را از آنچه آنان "احتمال قربانی‌شدن دستاوردهای ده‌ساله‌ نظام و نهادهای مدافع حقوق زنان" خوانده، ابراز نگرانی کرده اند.

 اتاق فکر افغانستان و مؤسسه اجتماعی فرهنگی تساوی بر لزوم همکاری علمای دین در افزایش آگاهی مردم و روشن کردن اذهان عمومی تأکید داشته و امیدوار است ارزش‌های دینی قربانی اقدامات سیاسی نگردد.
این نهادها گفته اند که احتمال دارد حقوق زنان در بازی‌های سیاسی، به خصوص در روند ناشفاف مذاکرات صلح با طالبان معامله شود.
در اعلامیه این نهادها آمده است که حمایت رییس جمهور کرزی از اعلامیه شورای علما،نمایان‌گر بازشدن جبهه‌ جدیدی از "تندروی دینی" و "اراده‌ سیاسی" برای محدود ساختن دسترسی زنان به حقوق انسانی و قانونی شان است.
در اعلامیه گفته شده که حمایت سیاسی از یک فکر تند روانه، سطح خطر را به میزان بی‌سابقه ای افزایش داده است.
قربانی برای اهداف سیاسی
نهاد تساوی و اتاق فکر افغانستان، اعلامیه‌ شورای علما و حمایت رییس جمهور از آن را نشانگر معامله حقوق زنان برای اهداف سیاسی دانسته معتقد اند که حکومت در تلاش محدود کردن بیشتر زنان است.
این نهاد ها حکومت را متهم می کنند که از دستاوردهای ده ساله زنان استفاده ابزاری می کند.
در اعلامیه این دو نهاد، آمده است که محدودیت حضور زنان در جامعه، خطر افزایش خشونت بر آنان را در بر داشته و زنان را با مشکلات بیشتری رو به رو خواهد ساخت.

نهاد تساوی و اتاق فکر افغانستان، اعلامیه‌ شورای علما و حمایت رییس جمهور از آن را نشانگر معامله حقوق زنان برای اهداف سیاسی دانسته معتقد اند که حکومت در تلاش محدود کردن بیشتر زنان است.
به باور این دو نهاد مدنی، آسیب دیگر این تبعیض‌ها متوجه نظام مردم‌سالاری کنونی است؛ که به قیمت گرانی به دست آمده و میلیون‌ها شهروند افغان از زن و مرد، جان و زندگی خود را برای برقراری آن از دست داده اند.
در اعلامیه این دو نهاد، آمده که مردم‌ سالاری، امنیت و عدالت بدون حضور زنان معنای خود را از دست می‌دهد.
اتاق فکر افغانستان و مؤسسه اجتماعی فرهنگی تساوی بر لزوم همکاری علمای دین در افزایش آگاهی مردم و روشن کردن اذهان عمومی تأکید داشته و امیدوار است ارزش‌های دینی قربانی اقدامات سیاسی نگردد.
این دو نهاد در حالی حمایت رییس جمهور از بیانیه شورای علمای کشور را نگران کننده خواندند که پیش از این نیز، شمار دیگری از نهادهای مدنی، از آنچه" نفوذ تفکر طالبانی در نظام" خوانده اند؛ اظهار نگرانی کردند.
علی رضا حیدری –کابل

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2012ساعت 10:48  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

د سیاسی با حقوق زنان، مردم‌سالاری را زیر سوال می‌برد

يكشنبه 11 مارس 2012, بوسيله ى اتاق فکر افغانستان, موسسه اجتماعی فرهنگی تساوی



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

در شرایطی که گزارش‌های منتشرشده توسط رسانه‌ها و نهادهای فعال حقوق‌بشری، افزایش خشونت بر زنان را نشان می‌دهد، حمایت رییس جمهور افغانستان از اعلامیه‌ی شورای علمای افغانستان که محدودیت‌هایی تازه را بر زنان کشور تبلیغ می‌کند، باعث بروز نگرانی نهادهای مدافع مردم‌سالاری و حقوق زن گردیده است.

مؤسسه‌ی اجتماعی‌‌ـ‌‌فرهنگی تساوی و اتاق فکر افغانستان به عنوان بخشی از نهادهای مدافع ارزش‌های مردم‌سالارانه و حقوق زنان افغان، از احتمال قربانی‌شدن دستاوردهای ده‌ساله‌ی نظام، نهادهای مدنی و جامعه‌ی جهانی در راستای اعاده‌ی حقوق زنان افغان در بازی‌های سیاسی، به خصوص در روند ناشفاف مذاکرات صلح با طالبان، نگرانی شدید خود را اعلام می‌نمایند.

محدودیت‌هایی که در این اعلامیه آمده و حمایتی که دستگاه سیاسی حکومت از آن به عمل آورده، نمایان‌گر بازشدن جبهه‌ی جدیدی متشکل از تندروی دینی و اراده‌ي سیاسی برای محدود ساختن دست‌رسی زنان به حقوق انسانی و قانونی خویش است. این مسئله، ضریب خطر برای مردم‌سالاری و حمایت از حقوق زنان را به شدت بالا برده است؛ چرا که پیش از این، هر از چند گاهی شاهد حملاتی از سوی تندروان بر حقوق زنان بودیم، اما پیوستن اراده‌ی سیاسی حاکم به این تندروان، سطح خطر را به میزان بی‌سابقه ای در طول ده سال گذشته افزایش داده است.
این خطر از چندی پیش به طور غیرمستقیم با وضع محدودیت برای رسانه‌گران زن آغاز شده و اینک در یک گام بلند در صحنه‌ی رسمی به ظهور رسیده است. اعلامیه‌ی شورای علما و حمایت رییس جمهور از آن، نشان می‌دهد که حکومت افغانستان می‌خواهد به قیمت از دست رفتن حقوق 50 درصد از جمعیت کشور، به اهداف سیاسی خود برسد و به همین دلیل، تلاش دارد تا در یک معامله‌ی سیاسی زمینه‌ها را برای محدود کردن بیشتر زنان و برگشتن به شرایط نامساعد و تاریک گذشته فراهم کند.

این همه در شرایطی است که هنوز زنان افغان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ انتظار زنان افغانستان از دولت شان این است که اگر از تأمین حقوق زنان کشور حمایت نمی‌کند، حداقل از دستاوردهایی که بیشتر نتیجه‌ی مبارزات زنان افغان و تلاش‌های جامعه‌ی جهانی در یک دهه‌ی اخیر است، استفاده ابزاری ننماید.

از طرفی دیگر، دین مبین اسلام، کرامت انسانی زن را همواره مورد توجه قرار داده است. این توجهات و امتیازات در زمانی به زنان داده شد که آنان از حق زندگی کردن محروم بودند و زنده به گور می‌شدند. همچنین در قانون اساسی افغانستان که در پرتو قوانین اسلامی تدوین گردیده، بر حقوق زنان تاکید شده است.

از آن جایی که سطح آگاهی و سواد در میان مردم پایین بوده و در این اعلامیه نیز از محدودیت حضور زنان سخن به میان آمده است، خطر بیشتر شدن اِعمال خشونت بر زنان با دستاویز قرار گرفتن آن به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و زنان را با مشکلات بیشتری رو به رو خواهد ساخت .

به طور مشخص می‌توان گفت که تبلیغ محدودیت بر حقوق انسانی و اسلامی زنان، در شرایطی که قانون تطبیق نمی‌شود و امنیت نیز در سراسر نقاط کشور، تأمین نیست و نهادهای عدلی و قضایی در نقاط دوردست کشور فعال نیستند، زمینه‌ی بروز خشونت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی بیشتر بر زنان را فراهم کرده و به بدتر شدن وضعیت زندگی زنان و قربانی شدن شمار بیشتری از آنان کمک می‌کند.

آسیب دیگر این تبعیض‌ها متوجه نظام مردم‌سالاری کنونی است؛ نظامی که به قیمتی بسیار گران به دست آمده و میلیون‌ها شهروند افغان از زن و مرد، جان و زندگی خود را برای برقراری آن فدا کرده اند. مردم‌سالاری، امنیت و عدالت بدون حضور زنان معنای خود را از دست می‌دهد.

اتاق فکر افغانستان و مؤسسه اجتماعی فرهنگی تساوی بر لزوم همکاری علمای دین در افزایش آگاهی مردم و روشن کردن اذهان عمومی تأکید داشته و امیدوار است ارزش‌های دینی قربانی اقدامات سیاسی نگردد.

۲۱ حوت سال ۱۳۹۰

موسسه اجتماعی فرهنگی تساوی و اتاق فکر افغانستان
شماره های تماس برای معلومات بیشتر :
موسسه اجتماعی فرهنگی تساوی : معصومه محمدی ۱۵۵ ۳۵۹ ۰۷۹۹
اتاق فکرافغانستان : مرتضی معراج ۲۸۰ ۶۱۶ ۰۷۸۷

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2012ساعت 10:46  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

«با حقوق زنان برخورد سیاسی نکنید»
21 حوت 1390 خورشيدي

برخورد سیاسی با حقوق زنان، مردم ‌سالاری را زیر سؤال می‌برد.
در خبرنامه یی که از سوی مؤسسۀ اجتماعی و فرهنگی تساوی و اتاق فکر به خبرگزاری بست باستان رسیده، آمده است، در شرایطی که گزارش‌های منتشر شده توسط رسانه‌ها و نهادهای فعال حقوق‌بشری، افزایش خشونت بر زنان را نشان می‌دهد، حمایت رییس جمهور افغانستان از اعلامیۀ شورای علمای افغانستان که محدودیت‌هایی تازه را بر زنان کشور تبلیغ می‌کند، باعث بروز نگرانی نهادهای مدافع مردم‌سالاری و حقوق زن گردیده است.
در این خبرنامه آمده است که نهادهای مدافع ارزش‌های مردم‌سالارانه و حقوق زنان افغان، از احتمال قربانی‌ شدن دستاوردهای ده‌ سالۀ نظام، نهادهای مدنی و جامعۀ جهانی در راستای اعادۀ حقوق زنان افغان در بازی‌های سیاسی، به خصوص در روند ناشفاف مذاکرات صلح با طالبان، نگرانی شدید خود را اعلام می‌نمایند.
منبع افزوده که محدودیت‌هایی که در اعلامیه شورای علما آمده و حمایتی که دستگاه سیاسی حکومت از آن به عمل آورده، نمایان‌گر باز شدن جبهۀ جدیدی متشکل از تندروی دینی و ارادۀ سیاسی برای محدود ساختن دسترسی زنان به حقوق انسانی و قانونی شان است.
در این خبرنامه به وضع محدودیت برای کارمندان زن در رسانه ها اشاره شده و از این حرکت به عنوان یک خطر برای حقوق زنان اشاره شده است.
در بخشی از این خبرنامه آمده: «اعلامیۀ شورای علما و حمایت رییس جمهور از آن، نشان می‌دهد که حکومت افغانستان می‌خواهد به قیمت از دست رفتن حقوق پنجاه درصد از جمعیت کشور، به اهداف سیاسی خود برسد.»
به باور مسؤولان نهادهای مدنی یادشده، از آن جایی که سطح آگاهی و سواد در میان مردم پایین است با نشر این اعلامیه، زنان با مشکلات بیشتری رو به رو خواهد شد.
اتاق فکر افغانستان و مؤسسه اجتماعی فرهنگی تساوی در این خبرنامه، بر لزوم همکاری علمای دین در افزایش آگاهی مردم و روشن کردن اذهان عمومی تأکید کردند و اظهار امیدواری نمودند که ارزش‌های دینی قربانی اقدامات سیاسی نگردد.
این واکنش ها از سوی نهادهای مدنی در حالی صورت می گیرد که گفته می شود وضع این محدودیت ها گامی برای خشنود سازی طالبان و مایل ساختن آن ها به مذاکرات صلح است.

خبرخانه - کابل
 

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2012ساعت 10:45  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 


معصومه محمدي‌، د فرهنګي تساوي- اجتماعي‌‌ مؤسسې رییسه

د مارچ اتمه (د ښځو نړیواله ورځ) په داسی حال کې چې د ځینو دولتي او نادولتي سازمانونو د ښځو څخه د حقونو د دفاع بنسټونو او مدنې ټولنې له لورې لمانځل کیږي خو په لیرې پرتو سیمو کې بیا ډيری افغانې میرمنې له دې نامه سره هیڅ آشنا نه دي او د تیر په څير په ولایتونو کې له بیلابیلو ننګونو څخه مخ دي.

په ټولنه کې د دوې پر وړاندی رټل، سپکاوی او تاوتریخوالی یوه عادي خبره ده او هیڅوک دا کار په د یوه جرم په توګه  نه پیژني. د دې ټولو کارونو اصلي لامل په ټولنه کې د «مرد سالاري کلتور» شمیرل کیږي.

په افغانستان کې د مارچ د اتمې ورځ لمانځل تر ډيره یوه نمایشي بڼه لري او یواځې په دغه ورځ ښځو ته د تخفو په ورکولو سره په زماني محدوده کې د همدې یوې ورځ لپاره خلاصه کیږي. په داسی حال کې چې نن ورځ افغان میرمنې له ډيرو ستونزو سره لاس او ګریوان دي، او دا ډول نمایشي لمانځل د هغوې د ستونزو په راکمولو کې کموالې نه شي رامنځ ته کولای.

د کلتور په برخه کې لازمه ده چې د ښځو پر وړاندې د نا معقولو او ناسمو دودونو سره کلکه مبارزه وشي څو ښځو ته د هغوی حقونه د اسلام د مبین دین په رڼا کې چې دغو ناسمو دودونو تری خپل روا او اسلامي حقونه اخیستي، بیرته  ورکړل شي.

په افغانستان کې د ښځو پر وړاندی د اوسنیو ستونزو ریښه په  دغه هیواد کې د څو پیړیو هغه دودونه او رواجونه دي چې د مردسالارې ټولنې له لورې پر هغوی تپل شوي دي چې د دې ستونزو د مخینوي لپاره هر اړخیزې او سراسري مبارزې ته اړتیا لیدل کیږي؛ هغه لارې چارې چې په کلتوري، سیاسي، ټولنیزو او اقتصادي برخو کې د تبعیض پر وړاندې په مساوي او متوازن ډول تر سره شي.

د کلتور یا فرهنګ په برخه کې لازمه ده چې د ښځو پر وړاندې د نا معقولو او ناسمو دودونو پر وړاندې کلکه مبارزه وشي څو ښځو ته د هغوی حقونه د اسلام د مبین دین په رڼا کې چې دغو ناسمو دودونو تری خپل روا او اسلامي حقونه اخیستي، بیرته  ورکړل شي. دغه راز د ښځو تر منځ د لیک لوست د زده کړې او عامه پوهاوي کچې لوړوالی هغه څه دي چې کولای شي په ټولنه کې د تبعیض او کرکې کچه د ښځو پر وړاندې راکمه کړي.

د سیاست په ډګر کې ښځو ته باید په بیلابیلو برخو لکه حکومتدارۍ، او نورو برخو کې فعاله او رغنده ونډه ورکړل شي او په برخه کې له پامه ونه غورځول شي؛ دغه راز هغه نمایشي حالت چې نن ورځ د افغانستان ښځې ورځ لري او یا هم د ښځو د حقونو تش په نامه پروګرامونه جوړیږي باید عملي بڼه غوره کړي. دا کار هغه مهال شونی دی چې د افغاني میرنو د زده کړې کچه د غوره حکومتدارۍ په برخه کې لوړه او په دې برخه کې ورته واقعي خدمت وشي.

په افغانستان کې د مارچ د اتمې ورځ لمانځل تر ډيره یوه
نمایشي بڼه لري او یواځې په دغه ورځ ښځو ته د تخفو په
ورکولو سره په زماني محدوده کې د همدې یوې ورځ لپاره
خلاصه کیږي.

 

له بل پلوه هغه سیاسي تحولات او لاسته راوړنې چې د تیرو څو کلونو په لړ کې شوي هغه له لاسه ورنکړل شي، له  مخالفینو سره د روغې جوړې په خبرو کې باید د ښځو حقونه نادیده ونه ګڼل شي او داسی کومه پټه معامله تر سره نه شي چې د ښځو د حقونو په برخه کې د تیرو لسو کلونو لاسته راوړنې یې قرباني شي.

د قانون په برخه کې هم باید اصلاحات رامنځ ته شي څو د افغانستان قوانین (له پورته نه تر ښکته) د اساسي قانون او د ښځو د حقونو د نړیوالو تړونو او میثاقونو په رڼا کې چې افغانستان هغه په رسمیت پیژندلي، باید ټول اصلاح او عملي بڼه غوره کړي.

د ټولنې په برخه کې هم باید د ټول هیواد په کچه له قریې نه نیولې تر ولسوالۍ او آن تر پلازمینې پورې د ښځو د حقونو څخه د دفاع بنسټونو او مدني ټولنو سره مرسته وشي څو د ښځو د روا حقونو په تر لاسه کولو او د هغوی د ستونزو په لمنځه وړلو کې جدي ګامونه پورته شي.

د هیواد اقتصادي ډګر هغه برخه چې په کې افغاني ښځو ته لږه پاملرنه شوی ده. د ښځو اقتصاي توانایي د اقتصاد د یوه فعال غړي په توګه کولای شي له کورنیو سره مرسته وکړي، او دا کار په خپله داسی شرایط رامنځ ته کوي چې د ښځو پر وړاندی تبعیض پای ته ورسیږي. همدا لاملونه دي کچیرې یې په اړه لازم ګامونه پورته شي نو ښځو ته به له یوې خوا د کار کولو او له بلې خوا د هغوی د حقونو په ورکړه کې مؤثر او ګټور تمام شي.

د پای خبرې: د بی عدالتۍ او تبعیض پر وړاندې پراخه مبارزه او د هغې عملي کول په افغاني ټولنه کې خورا ستونزمن کار دی او هر ډول هڅې چې په دی برخه کې په تیرو لسو کلونو کې تر سره شوې د لنډې مودې لپاره وې چې دې هڅو ونشو کولای د ښځو پر وړاندی شته ننګونې کمې کړي، بلکه د ښځو د پوره حقونو د لاسته راوړلو لپاره اړینه ده چې اوږد مهالي پروګرامونه چې تر ډیره عملي بڼه ولري نه نمایشي، پلي شي. دغه راز دا مبارزه د ښځو او نارینه ؤ د قربانیو مبارزې ته اړتیا لري، د ځوانانو، روڼ اندو او د مدني ټولنو همغږه هڅې د دولت په ملاتړ کولای شي د ښځو د حقونو په ورکولو کې مؤثرې تمامې شي.


http://www.bamdad.af/pashto/story/1655

+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2012ساعت 9:52  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 


معصومه محمدی -‌ رییس مؤسسه‌ی اجتماعی‌‌ـ‌فرهنگی «تساوی»
مبارزه با تبعیض‌های پیاپی به تلاش‌هایی دسته‌جمعی جوانان، رشنفکران و نهادهای مدنی و حمایت دولت نیاز دارد.
مبارزه با تبعیض‌های پیاپی به تلاش‌هایی دسته‌جمعی جوانان، رشنفکران و نهادهای مدنی و حمایت دولت نیاز دارد.

هشتم مارچ (روز جهانی زن) در حالی از سوی نهادهای دولتی، سازمان‌های مدافع حقوق زنان و نهادهای مدنی تجلیل می‌شود که هنوز زنان زیادی در نقاط دوردست کشور در مورد این روز هیچ گونه معلوماتی ندارند و شمار دیگری از آن‌ها در ولایات مختلف با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند.

تحقیر، توهین، رفتارهای خشونت‌بار با آن‌ها آن قدر معمول شده است که در جامعه یک امر عادی به نظر می‌رسد و کسی آن را به عنوان یک معضل به رسمیت نمی‌شناسد. دلیل اصلی این امر هم تسلط «فرهنگ مردسالاری دیرپا» بر فضای خانواده‌ها و اجتماعات قومی و محلی است.

نکوداشت از روز هشتم مارچ در افغانستان بیشتر وِجهه‌ی نمادین یافته و تنها به تحفه دادن به زنان و توجه به مسایل زنان در محدوده‌ی زمانی یک روز خلاصه شده است. در حالی که مشکلات زیادی که امروز زنان افغانستانی با آن روبرو اند، بیشتر و جدی‌تر از آن است که این گونه تجلیل‌های نمادین بتواند آن را پایان و یا کاهش دهد.

مشکلات کنونی فراراه زنان افغانستان ریشه در سنت چندین سده‌ی این کشور دارد که بر جامعه‌ی مردسالار آن سیطره داشته است و این سبب پیچیدگی و چندوجهی شدن آن گردیده است که مبارزه با آن‌ نیز به یک راهکار فراگیر و همه‌جانبه نیاز دارد؛ راهکاری که عرصه‌های فرهنگ، سیاست، اجتماع و اقتصاد را در برگرفته و تبعیض‌زدایی را در تمام این عرصه‌ها به طور متوازن و همزمان به پیش ببرد.


نکوداشت از روز هشتم مارچ در افغانستان بیشتر
وِجهه‌ی نمادین یافته و تنها به تحفه دادن به زنان و
توجه به مسایل زنان در محدوده‌ی زمانی یک روز
خلاصه شده است.

در عرصه‌ی فرهنگ ضروری است تا با رسم‌ها و عادت‌های تبعیض‌آمیز به گونه‌ای مبارزه شود که مخالفان حقوق زنان نتوانند آن را مبارزه با اسلام و دستورهای آن جلوه داده و از این سوء تعبیر، برای ناکامی روند تأمین حقوق زنان استفاده کنند. همچنین گسترش سواد در میان زنان و بالارفتن آگاهی‌ آنان، از مواردی است که

می‌تواند به تطبیق برنامه تبعیض‌زدایی از سطح جامعه کمک کند.

در عرصه‌ی سیاست نیز باید مشارکت زنان در زیر شاخه‌های مختلف سیاسی از جمله حکومت‌داری مورد توجه بیشتر قرار گیرد و از حالت نمادین و درصدی محور» برآید. این کار وقتی امکان‌پذیر است که دانش و مهارت‌های زنان در زمینه‌ی حکومت‌داری افزایش یابد و کار زنان در این عرصه، از حالت نمادین نجات یافته و دارای ارزش واقعی شود.

از جهتی دیگر، تحولات سیاسی نباید دستاوردهای اندک سال‌های گذشته را از صحنه دور براند. به طور مثال، در روند مذاکره با مخالفان، نادیده گرفتن حقوق زنان و معامله بر سر دستاوردهایی که با تلاش و فداکاری‌های زیاد در طول 10 سال گذشته به دست آمده است، یکی از خطرات جدی فراراه تبعیض‌زدایی از جامعه به شمار می‌رود.
در عرصه‌ی قانون نیز لازم است تا قوانین کشور به صورت سلسله‌مراتبی (از بالا به پایین) در راستای دستورهای قانون اساسی و معاهدات بین‌المللی مربوط به حقوق زنان که افغانستان به آن‌ها پیوسته است، اصلاح شده و اجرایی گردد.

در عرصه‌ی اجتماع نیز حمایت از نهادهای مدافع حقوق زن و نهادهای مدنی و گسترش فعالیت‌ها در سطح روستاها و ولسوالی‌های دوردست کشور و تخصیص بودجه و توجه جدی دولت و نهادهای بین‌المللی از اقدامات مورد نیاز برای بهبود وضعیت زنان افغانستانی به شمار می‌رود.

هرگونه تلاشِ پروژه‌ای و کوتاه‌مدت برای تطبیق تساوی جنسیتی، همان طور که در 10 سال گذشته دیده شد، نمی‌تواند از بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌های پیاپی، چیزی کم کند، بلکه دست‌یابی به حقوق برابر، نیاز به یک روند طولانی‌مدت در بستری آرام و بدون هیاهو دارد.

عرصه‌ی اقتصاد، عرصه‌ای است که کمتر به آن توجه شده است. خودکفایی اقتصادی زنان و عملکرد زن به عنوان یک فعال اقتصادی که می‌تواند به اقتصاد خانواده کمک کند، خود به خود شرایطی را مهیا می‌کند که تبعیض بر زنان را کاهش می‌دهد. بنا بر این، تلاش برای شاغل‌سازی زنان یکی از راه‌های مؤثر و طبیعی در راستای رعایت حقوق زنان کشور است.

سخن پایانی

مبارزه‌ی وسیع با بی‌عدالتی و تبعیض‌های پیاپی و نهادینه‌شده در جامعه‌ی افغانستان بسیار دشوار است و هرگونه تلاشِ پروژه‌ای و کوتاه‌مدت برای تطبیق تساوی جنسیتی، همان طور که در 10 سال گذشته دیده شد، نمی‌تواند از این مشکلات، چیزی کم کند، بلکه دست‌یابی به حقوق برابر، نیاز به یک روند طولانی‌مدت در بستری آرام و بدون هیاهو دارد؛ بستری که بیشتر عمل‌گرایانه باشد، نه تبلیغاتی. همچنین این مبارزه نیاز به فداکاری زنان و مردان مبارز، تلاش‌های دسته‌جمعی جوانان و روشنفکران، هماهنگی نهادهای مدنی و حمایت دولت و نهادهای دولتی دارد.

http://www.bamdad.af/dari/story/1654


+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2012ساعت 9:51  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

By: Masoma Mohammadi, Director of the Equality Social and Cultural Organization

http://www.bamdad.af/english/story/1659

The achievements gained over the past decade in the field of women’s rights should not fall victim to political bargaining.
The achievements gained over the past decade in the field of women’s rights should not fall victim to political bargaining.

While the majority of Afghan women are facing tremendous obstacles and hardships across the country, the Afghan government, civil society and women’s advocacy organizations are celebrating March 8th in recognition of International Women’s Day in Afghanistan

Violence, verbal abuse and offensive behavior against women are common practices in Afghan society and yet no one recognizes them as extremely harmful to women. The main reason for such practices is the “sustained domination of men” over their families and in society

March 8th is symbolically celebrated in Afghanistan to shed a little light on the problems of women for one day and to give them a few gifts. But, while Afghan women are facing far more serious problems, such symbolic celebrations cannot remedy their pain or root out the underlying problems of discrimination and abuse.

Overcoming women’s problems and ensuring gender equality demand long-term investments.  Such a process requires joint efforts from honest men and women, members of the younger generation and open-minded people



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 10 Mar 2012ساعت 9:44  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 


پس از نشر گزارش تکان‌دهنده‌ی خشونت علیه یک بانوی جوان در ولایت بغلان، این موضوع یکی از موضوعات مهم و مورد بحث در اجتماعات مختلف شده است. به‌راستی که دیدن تصاویر و شنیدن آنچه بر سحرگل گذشته است، دل هرانسان را به در می‌آورد و متاثر می‌سازد.

هرچند در این روزها صدها تن با سحرگل احساس همدردی می‌کنند و دولت‌مردان و زنان سرشناس هم در تقبیح این واقعه سخن می‌زنند؛ اما، آیا به‌راستی همدردی و تقبیح این حادثه کافی است؟ چه ضمانتی وجود دارد که این واقعه، مانند وقایع قبلی، برای چند روزی در سطح رسانه‌ها مطرح شود و بالاخره با بهبود زخم‌های سحرگل و بهتر شدن وضعیت صحی او، همه‌چیز به فراموشی سپرده نشود؟

آیا سحرگل همه خشونت‌هایی را که در حق او اعمال شده است، فراموش خواهد کرد؟

آیا برای بهبود وضعیت روحی او، تلاشی صورت خواهد گرفت؟

بعد از همه‌ی این حوادث، از او، برای زندگی در یک فضای امن و سالم، زندگی حمایت خواهد شد؟

آیا عاملان این قضیه، در شفافیت کامل و محضر قانون، به جزای اعمال‌شان خواهند رسید؟

همه‌ی این‌ها، سوالاتی‌اند که باید از مسوولان امور و نهادهای مدافع حقوق زنان پرسیده شوند. نباید به این واقعه دل‌خراش که برای این بانوی جوان اتفاق افتاده است، به دید یک واقعه فردی نگریست. سحرگل نماد مظلومیت صدها و حتا هزاران زن افغانی است که از آغازین لحظات زندگی، به جرم زن بودن، محکوم به سپری‌کردن زندگی غیرانسانی هستند.

باوجود مصرف هزینه‌های هنگفت توسط دولت، وزارت امور زنان، نهادهای جامعه مدنی و موسسات خارجی و داخلی مدافع حقوق زن، هنوز زنان افغان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

هرچند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در گزارش‌دهی از وضعیت زنان صورت گرفته است، اما اقدامات موثر و عملی در افزایش آگاهی مردم از حقوق زنان، درنظرگرفتن تدابیر کوتاه‌مدت و درازمدت برای کاهش و محو خشونت علیه زنان صورت نگرفته است.

فعالیت‌های اجراشده، به‌صورت مقطعی و متمرکز برشهرهای مرکزی و نقاط قابل دسترس بوده‌ است. درحالی‌که اجرای فعالیت‌ها به‌صورت مداوم، ارزیابی از فعالیت‌ها برای اجرای مجدد تمرکز بر ارایه خدمات آگاهی‌دهی به مردم در مناطق دوردست کشور، جلب همکاری صادقانه و متعهدانه مسوولان حکومتی، بزرگان قومی، علما و متنفذان برای محو خشونت جسمی و روانی علیه زنان، می‌تواند زمینه را برای موثر بودن فعالیت‌ها و دستیابی به اهداف در نظرگرفته فراهم کند.

از سویی دیگر، یکی از نگرانی‌های نهادهای جامعه مدنی و فعالان حقوق زن، این است که دست‌آوردهای چند‌ساله در راستای حقوق زنان نباید قربانی مذاکرات صلح و برنامه‌های سیاسی شود.  واضح است که اگر دولت افغانستان موضوع حفظ دست‌آوردهای چند‌ساله در زمینه حقوق زنان را در مذاکرات با مخالفان مسلح دولت در نظر نگیرد و بر بهبود وضعیت زنان و انکشاف وضعیت آنان تاکید لازم نکند، فعالیت‌هایی که تا کنون برای بهبود وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان صورت گرفته‌ است، بدون نتیجه خواهد ماند.

پس ادارات دولتی، پارلمان افغانستان، کمیسیون مستقل حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق زنان، با درنظرداشت شرایط حساس کنونی، باید تلاش‌های‌شان را برای حل مشکلات زنان افغان، دسترسی آنان به حقوق اولیه انسانی در سطح خانواده و اجتماع، مطابق با قانون اساسی کشور و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای آینده‌ی روشن دختران این سرزمین منسجم کنند و در هماهنگی با هم، برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت را به شیوه موثر به اجرا دربیاورند.

واقعه‌ی تاسف‌آور سحرگل، در حقیقت، زنگ خطری است برای دولت افغانستان و همه نهادهایی که شعار دفاع از حقوق زنان را سرداده‌اند. ضروت تلاش برای نجات صدها زنی که مانند سحرگل زندانی عنعنات نادرست، تعصبات و افکار نادرست غیرانسانی هستند، به شدت محسوس است؛ تلاش برای نجات زنانی‌که شاید هیچ‌گاه، کسی از زندگی آنان باخبر نشود.

در کشف این قضیه، نباید از نقش مهم مردم محل و کسانی که این قضیه را به پولیس گزارش داده‌اند، چشم‌پوشی کرد. تقدیر از چنین افرادی که با شنیدن صدای وجدان‌شان، احساس مسوولیت می‌کنند و برای نجات زندگی یک زن، اقدام کرده‌اند، می‌تواند در تشویق مردم و ترویج فرهنگی مسوولیت‌پذیری موثر باشد.  افزایش آگاهی مردم از حقوق فردی و اجتماعی زنان، به حیث بخش مهمی از پیکر خانواده و جامعه، باعث خواهد شد تا نسبت به چنین موضوعاتی، بی‌تفاوت نباشند و گزارش‌دهی از چنین مواردی را نه تنها دخالت در امور شخصی و فامیلی دیگران ندانند بلکه وظیفه فردی خویش بدانند و در انعکاس و رسیدگی قانونی به این موارد، حکومت، جامعه مدنی و نهادهای فعال حقوق زنان را حمایت کنند.

پیگیری جدی قضیه سحرگل و انعکاس آن از طریق رسانه‌ها، اطمینان از بهبود وضعیت صحی و روانی او، فراهم‌آوری زمینه تحصیل و حضور او در جامعه و شروع زندگی در یک فضای امن و سالم نیز از اقدامات مورد نیاز بعدی برای حمایت از بانوی جوانی است که مورد شدیدترین خشونت‌های جسمی و روانی قرار گرفته است.

در صورتی‌که حمایت‌های لازم در پیگیری این موضوع صورت نگیرد و هم‌چون موارد دیگر به فراموشی سپرده شود، بدون شک فعالیت‌های دولت و نهادهای جامعه مدنی در راستای بهبود وضعیت زنان و محو خشونت علیه زنان، زیر سوال خواهد رفت و مردم و جامعه جهانی به روند دفاع از حقوق زنان در افغانستان به دیده شک خواهند نگریست.


+ نوشته شده در  Sun 8 Jan 2012ساعت 10:24  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

«قضیهء سحرگل نباید به فراموشی سپرده شود»

13.10.1390

موسسه اجتماعی- فرهنگی تساوی، خواهان گرفتاری عاملین شکنجه خانم سحر گل شده است.

این موسسه دیروز با نشر اعلامیه ی گفت که قضیه ی سحر گل زنگ خطر برای دولت و نهاد ها مدافع حقوق زنان است.

این موسسه همچنان گفته که قضیه سحر گل نباید مانند وقایع قبلی به دست فراموشی سپرده شود.

وزارت داخله از بازداشت دو تن از عاملین این قضیه خبر داده و همچنان گفته است که عملیات به هدف بازداشت تمام عاملان شکنجه ی خانم سحرگل ادامه دارد.

سحر گل حدود یک هفته پیش توسط نیروهای پولیس از چنگ فامیل شوهر اش که او را برای حدود شش ماه تحت شکنجه قرار داده بودند، نجات داده شد.

+ نوشته شده در  Wed 4 Jan 2012ساعت 7:31  توسط معصومه محمدی (نگار)  | 

پس از نشر گزارش تکان دهنده خشونت علیه یک بانوی جوان در ولایت بغلان توسط رسانه ها ، این موضوع یکی از  موضوعات مهم و  مورد بحث در اجتماعات مختلف گردید.واقعه تلخی که  دل هرانسانی را به در آورده و  متاثر میسازد.هرچند در این روزها صدها تن با سحرگل  احساس همدردی میکنند، دولتمردان و زنان سرشناس هم در تقبیح این واقعه سخن میزنند. اما آیا به راستی همدردی و تقبییح این حادثه کافی است ؟  چه ضمانتی وجود دارد که این واقعه نیز مانند وقایع قبلی برای چند روزی در سطح رسانه ها مطرح شود ، همه اظهار همدردی کنند ،   محکوم کنند ، تقبیح کنند ، امیدوار باشند که عاملین این قضیه به پنجه  قانون سپرده شوند و بالاخره با بهبود زخمهای تن سحرگل و برگشتن وضعیت صحی او همه چیز به فراموشی سپرده  نشود ؟

نباید به این  واقعه دلخراشی که برای این بانوی جوان اتفاق افتاده است به دید یک واقعه فردی نگریست .  سحرگل نماد مظلومیت صدها وحتی هزاران زن افغانی است که از آغازین لحظات زندگی تا آخرین لحظات به جرم زن بودن محکوم به  سپری کردن زندگی غیرانسانی هستند.

باوجود به مصرف رسیدن هزینه های هنگفت توسط دولت ، وزارت  امور زنان ، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ، نهادهای جامعه مدنی و موسسات خارجی و داخلی مدافع  حقوق زنان ، هنوز زنان افغان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده و با چالشهای عمده ای در زندگی خود روبرو هستد.

واقعه تاسف آور سحرگل در حقیقت  زنگ خطری است برای  دولت  افغانستان و همه نهادهایی که شعار دفاع از حقوق زنان را سرداده اند. ضرورت تلاش برای نجات صدها زنی که مانند سحر گل زندانی عنعنات نادرست ، تعصبات و افکار نادرست غیر انسانی هستند به شدت محسوس است . تلاش برای نجات زنانیکه شاید هیچگاه کسی اززندگی آنان باخبر نشود .

 

موسسه اجتماعی فرهنگی تساوی به عنوان یکی از نهادهای مدافع حقوق زنان و فعال در عرصه انکشاف وضعیت سیاسی – اجتماعی –فرهنگی و اقتصادی زنان خواهان  پیگیری جدی قضیه  خشونت جسمی و روحی  علیه سحرگل  و انعکاس آن از طریق رسانه ها ، اطمینان از  بهبود وضعیت صحی و روحی او ، فراهم اوری زمینه تحصیل و حضوراو در جامعه ، حمایت  دوامدار برای شروع زندگی در یک فضای امن و سالم  میباشد.در صورتیکه حمایتهای لازم در پیگیری این موضوع صورت نگیرد و همچون موارد دیگر به فراموشی سپرده شود بدون شک  فعالیتهای دولت و نهادهای جامعه مدنی در راستای بهبود وضعیت زنان و محو خشونت علیه زنان زیر سوال خواهد رفت و مردم و جامعه جهانی به روند دفاع از حقوق زنان در افغانستان به دیده شک خواهند نگریست.

موسسه اجتماعی – فرهنگی تساوی ESCO

 

+ نوشته شده در  Mon 2 Jan 2012ساعت 14:16  توسط معصومه محمدی (نگار)  |