تبليغاتX
نگارستان - نوشته ای درباره سحرگل که در روزنامه هشت صبح به چاپ رسید

نگارستان

نوشته هایی پیرامون فرهنگ - اجتماع - سیاست و وضعیت زنان افغان


پس از نشر گزارش تکان‌دهنده‌ی خشونت علیه یک بانوی جوان در ولایت بغلان، این موضوع یکی از موضوعات مهم و مورد بحث در اجتماعات مختلف شده است. به‌راستی که دیدن تصاویر و شنیدن آنچه بر سحرگل گذشته است، دل هرانسان را به در می‌آورد و متاثر می‌سازد.

هرچند در این روزها صدها تن با سحرگل احساس همدردی می‌کنند و دولت‌مردان و زنان سرشناس هم در تقبیح این واقعه سخن می‌زنند؛ اما، آیا به‌راستی همدردی و تقبیح این حادثه کافی است؟ چه ضمانتی وجود دارد که این واقعه، مانند وقایع قبلی، برای چند روزی در سطح رسانه‌ها مطرح شود و بالاخره با بهبود زخم‌های سحرگل و بهتر شدن وضعیت صحی او، همه‌چیز به فراموشی سپرده نشود؟

آیا سحرگل همه خشونت‌هایی را که در حق او اعمال شده است، فراموش خواهد کرد؟

آیا برای بهبود وضعیت روحی او، تلاشی صورت خواهد گرفت؟

بعد از همه‌ی این حوادث، از او، برای زندگی در یک فضای امن و سالم، زندگی حمایت خواهد شد؟

آیا عاملان این قضیه، در شفافیت کامل و محضر قانون، به جزای اعمال‌شان خواهند رسید؟

همه‌ی این‌ها، سوالاتی‌اند که باید از مسوولان امور و نهادهای مدافع حقوق زنان پرسیده شوند. نباید به این واقعه دل‌خراش که برای این بانوی جوان اتفاق افتاده است، به دید یک واقعه فردی نگریست. سحرگل نماد مظلومیت صدها و حتا هزاران زن افغانی است که از آغازین لحظات زندگی، به جرم زن بودن، محکوم به سپری‌کردن زندگی غیرانسانی هستند.

باوجود مصرف هزینه‌های هنگفت توسط دولت، وزارت امور زنان، نهادهای جامعه مدنی و موسسات خارجی و داخلی مدافع حقوق زن، هنوز زنان افغان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

هرچند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در گزارش‌دهی از وضعیت زنان صورت گرفته است، اما اقدامات موثر و عملی در افزایش آگاهی مردم از حقوق زنان، درنظرگرفتن تدابیر کوتاه‌مدت و درازمدت برای کاهش و محو خشونت علیه زنان صورت نگرفته است.

فعالیت‌های اجراشده، به‌صورت مقطعی و متمرکز برشهرهای مرکزی و نقاط قابل دسترس بوده‌ است. درحالی‌که اجرای فعالیت‌ها به‌صورت مداوم، ارزیابی از فعالیت‌ها برای اجرای مجدد تمرکز بر ارایه خدمات آگاهی‌دهی به مردم در مناطق دوردست کشور، جلب همکاری صادقانه و متعهدانه مسوولان حکومتی، بزرگان قومی، علما و متنفذان برای محو خشونت جسمی و روانی علیه زنان، می‌تواند زمینه را برای موثر بودن فعالیت‌ها و دستیابی به اهداف در نظرگرفته فراهم کند.

از سویی دیگر، یکی از نگرانی‌های نهادهای جامعه مدنی و فعالان حقوق زن، این است که دست‌آوردهای چند‌ساله در راستای حقوق زنان نباید قربانی مذاکرات صلح و برنامه‌های سیاسی شود.  واضح است که اگر دولت افغانستان موضوع حفظ دست‌آوردهای چند‌ساله در زمینه حقوق زنان را در مذاکرات با مخالفان مسلح دولت در نظر نگیرد و بر بهبود وضعیت زنان و انکشاف وضعیت آنان تاکید لازم نکند، فعالیت‌هایی که تا کنون برای بهبود وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان صورت گرفته‌ است، بدون نتیجه خواهد ماند.

پس ادارات دولتی، پارلمان افغانستان، کمیسیون مستقل حقوق بشر و نهادهای مدافع حقوق زنان، با درنظرداشت شرایط حساس کنونی، باید تلاش‌های‌شان را برای حل مشکلات زنان افغان، دسترسی آنان به حقوق اولیه انسانی در سطح خانواده و اجتماع، مطابق با قانون اساسی کشور و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای آینده‌ی روشن دختران این سرزمین منسجم کنند و در هماهنگی با هم، برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت را به شیوه موثر به اجرا دربیاورند.

واقعه‌ی تاسف‌آور سحرگل، در حقیقت، زنگ خطری است برای دولت افغانستان و همه نهادهایی که شعار دفاع از حقوق زنان را سرداده‌اند. ضروت تلاش برای نجات صدها زنی که مانند سحرگل زندانی عنعنات نادرست، تعصبات و افکار نادرست غیرانسانی هستند، به شدت محسوس است؛ تلاش برای نجات زنانی‌که شاید هیچ‌گاه، کسی از زندگی آنان باخبر نشود.

در کشف این قضیه، نباید از نقش مهم مردم محل و کسانی که این قضیه را به پولیس گزارش داده‌اند، چشم‌پوشی کرد. تقدیر از چنین افرادی که با شنیدن صدای وجدان‌شان، احساس مسوولیت می‌کنند و برای نجات زندگی یک زن، اقدام کرده‌اند، می‌تواند در تشویق مردم و ترویج فرهنگی مسوولیت‌پذیری موثر باشد.  افزایش آگاهی مردم از حقوق فردی و اجتماعی زنان، به حیث بخش مهمی از پیکر خانواده و جامعه، باعث خواهد شد تا نسبت به چنین موضوعاتی، بی‌تفاوت نباشند و گزارش‌دهی از چنین مواردی را نه تنها دخالت در امور شخصی و فامیلی دیگران ندانند بلکه وظیفه فردی خویش بدانند و در انعکاس و رسیدگی قانونی به این موارد، حکومت، جامعه مدنی و نهادهای فعال حقوق زنان را حمایت کنند.

پیگیری جدی قضیه سحرگل و انعکاس آن از طریق رسانه‌ها، اطمینان از بهبود وضعیت صحی و روانی او، فراهم‌آوری زمینه تحصیل و حضور او در جامعه و شروع زندگی در یک فضای امن و سالم نیز از اقدامات مورد نیاز بعدی برای حمایت از بانوی جوانی است که مورد شدیدترین خشونت‌های جسمی و روانی قرار گرفته است.

در صورتی‌که حمایت‌های لازم در پیگیری این موضوع صورت نگیرد و هم‌چون موارد دیگر به فراموشی سپرده شود، بدون شک فعالیت‌های دولت و نهادهای جامعه مدنی در راستای بهبود وضعیت زنان و محو خشونت علیه زنان، زیر سوال خواهد رفت و مردم و جامعه جهانی به روند دفاع از حقوق زنان در افغانستان به دیده شک خواهند نگریست.


+ نوشته شده در  Sun 8 Jan 2012ساعت 10:24  توسط معصومه محمدی (نگار)  |