برای تجلیل از روز زن، تنها تحفه دادن کافی نیست!
تاریخ انتشار: ۱۷ حوت ۱۳۹۰ - ساعت ۰۱:۰۸
هشتم مارچ (روز جهانی زن) در حالی از سوی نهادهای دولتی، سازمانهای مدافع حقوق زنان و نهادهای مدنی تجلیل میشود که هنوز زنان زیادی در نقاط دوردست کشور در مورد این روز هیچ گونه معلوماتی ندارند و شمار دیگری از آنها در ولایات مختلف با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند.
تحقیر، توهین، رفتارهای خشونتبار با آنها آن قدر معمول شده است که در جامعه یک امر عادی به نظر میرسد و کسی آن را به عنوان یک معضل به رسمیت نمیشناسد. دلیل اصلی این امر هم تسلط «فرهنگ مردسالاری دیرپا» بر فضای خانوادهها و اجتماعات قومی و محلی است.
نکوداشت از روز هشتم مارچ در افغانستان بیشتر وِجههی نمادین یافته و تنها به تحفه دادن به زنان و توجه به مسایل زنان در محدودهی زمانی یک روز خلاصه شده است. در حالی که مشکلات زیادی که امروز زنان افغانستانی با آن روبرو اند، بیشتر و جدیتر از آن است که این گونه تجلیلهای نمادین بتواند آن را پایان و یا کاهش دهد.
مشکلات کنونی فراراه زنان افغانستان ریشه در سنت چندین سدهی این کشور دارد که بر جامعهی مردسالار آن سیطره داشته است و این سبب پیچیدگی و چندوجهی شدن آن گردیده است که مبارزه با آن نیز به یک راهکار فراگیر و همهجانبه نیاز دارد؛ راهکاری که عرصههای فرهنگ، سیاست، اجتماع و اقتصاد را در برگرفته و تبعیضزدایی را در تمام این عرصهها به طور متوازن و همزمان به پیش ببرد.

نکوداشت از روز هشتم مارچ در افغانستان بیشتر
وِجههی نمادین یافته و تنها به تحفه دادن به زنان و
توجه به مسایل زنان در محدودهی زمانی یک روز
خلاصه شده است.
در عرصهی فرهنگ ضروری است تا با رسمها و عادتهای تبعیضآمیز به گونهای مبارزه شود که مخالفان حقوق زنان نتوانند آن را مبارزه با اسلام و دستورهای آن جلوه داده و از این سوء تعبیر، برای ناکامی روند تأمین حقوق زنان استفاده کنند. همچنین گسترش سواد در میان زنان و بالارفتن آگاهی آنان، از مواردی است که
میتواند به تطبیق برنامه تبعیضزدایی از سطح جامعه کمک کند.
در عرصهی سیاست نیز باید مشارکت زنان در زیر شاخههای مختلف سیاسی از جمله حکومتداری مورد توجه بیشتر قرار گیرد و از حالت نمادین و درصدی محور» برآید. این کار وقتی امکانپذیر است که دانش و مهارتهای زنان در زمینهی حکومتداری افزایش یابد و کار زنان در این عرصه، از حالت نمادین نجات یافته و دارای ارزش واقعی شود.
از جهتی دیگر، تحولات سیاسی نباید دستاوردهای اندک سالهای گذشته را از
صحنه دور براند. به طور مثال، در روند مذاکره با مخالفان، نادیده گرفتن
حقوق زنان و معامله بر سر دستاوردهایی که با تلاش و فداکاریهای زیاد در
طول 10 سال گذشته به دست آمده است، یکی از خطرات جدی فراراه تبعیضزدایی از
جامعه به شمار میرود.
در عرصهی قانون نیز لازم است تا قوانین کشور به صورت سلسلهمراتبی (از
بالا به پایین) در راستای دستورهای قانون اساسی و معاهدات بینالمللی مربوط
به حقوق زنان که افغانستان به آنها پیوسته است، اصلاح شده و اجرایی گردد.
در عرصهی اجتماع نیز حمایت از نهادهای مدافع حقوق زن و نهادهای مدنی و گسترش فعالیتها در سطح روستاها و ولسوالیهای دوردست کشور و تخصیص بودجه و توجه جدی دولت و نهادهای بینالمللی از اقدامات مورد نیاز برای بهبود وضعیت زنان افغانستانی به شمار میرود.
هرگونه تلاشِ پروژهای و کوتاهمدت برای تطبیق تساوی جنسیتی، همان طور که در 10 سال گذشته دیده شد، نمیتواند از بیعدالتیها و تبعیضهای پیاپی، چیزی کم کند، بلکه دستیابی به حقوق برابر، نیاز به یک روند طولانیمدت در بستری آرام و بدون هیاهو دارد.
عرصهی اقتصاد، عرصهای است که کمتر به آن توجه شده است. خودکفایی اقتصادی زنان و عملکرد زن به عنوان یک فعال اقتصادی که میتواند به اقتصاد خانواده کمک کند، خود به خود شرایطی را مهیا میکند که تبعیض بر زنان را کاهش میدهد. بنا بر این، تلاش برای شاغلسازی زنان یکی از راههای مؤثر و طبیعی در راستای رعایت حقوق زنان کشور است.
سخن پایانی
مبارزهی وسیع با بیعدالتی و تبعیضهای پیاپی و نهادینهشده در جامعهی افغانستان بسیار دشوار است و هرگونه تلاشِ پروژهای و کوتاهمدت برای تطبیق تساوی جنسیتی، همان طور که در 10 سال گذشته دیده شد، نمیتواند از این مشکلات، چیزی کم کند، بلکه دستیابی به حقوق برابر، نیاز به یک روند طولانیمدت در بستری آرام و بدون هیاهو دارد؛ بستری که بیشتر عملگرایانه باشد، نه تبلیغاتی. همچنین این مبارزه نیاز به فداکاری زنان و مردان مبارز، تلاشهای دستهجمعی جوانان و روشنفکران، هماهنگی نهادهای مدنی و حمایت دولت و نهادهای دولتی دارد.
http://www.bamdad.af/dari/story/1654

