سلام

سلام به همه عزیزانی که به وبلاگ من سر میزنند

سلام گرم در یکی از روزهای سرد زمستان کابل !

خوشحالم که با وبلاگ خود  به جمع وبلاگ های شما عزیزان پیوسته ام .

ادرس  وبلاگ هایتان را  رابرایم بگذارید .

با احترام

نگار

 

شکایت من این است :

 

شکایت من این است  :

 در تمام ذهن  این مردمان

برای قصه گفتن از  سرزمین سفید  

از پری دریایی

از دیو سیاه  دورنگی

از قهرمانی های یک اندیشه و یک پیوند   

برای طفل کوچک  احساس

حکایتی نیست

شکایت من این است   :

در تصویر رابطه ها

همه چیز رنگ است و ریا

 

بین هر موجود

خطی از غرور کشیده شده

و دوستی  یک کبوتر مرده است

در قفس تنهایی

 همه اسوده و لذت مینوشند

و د رهر گوشه از سرزمین من

کودکی  معصوم 

که هر روز در خاک و غبار

حمام میکند

گرسنگی  همیشه در دستانش است و

در بین کثافات شهر

 ارزوهایش را جستجو میکند

و برای این گردش هر روزش

هیچ نهایتی نیست

 

شکایت من این است :

همه بر زورق خودخواهی نشسته اند

و غرق شدن را نمیبینند

و یا میبینند که غرق میشود یک  دوران  

ولی به دادش نمیرسند

چرا که در قلبهاشان

هیچ رفاقتی نیست

 

شکایت من این است :

هنوز  برای تنهایی  من

برای غربت یک زن

برای نیازم به نگاه عادلانه

جایی نیست

صدا هست اما  

برای تزریق به گوش ها یی که از طبل دموکراسی کر شده اند

هیچ عبارتی نیست

 

شکایت من این است :

بهجان لاله های سرخ با لگد میزنند و

این گناه نیست

و تن  خشک درختان هویت

 را تبر فراموشی میزنند

واین جرم نیست

برگها را میسوزانند در آتش

و این بد نیست

کسی شرم نمیکند

ودر دیده ها ندامتی نیست

 

شکایت من این است

که

اینهمه درد را

من و هم نسلان من

به دوش خواهیم برد

و

در محاکم وجدانها

خاموشی است

میشنوند اما در اخر

هیچ قضاوتی نیست !

چوکات آرامش

 

 

وقتی که پوشیدی لبخند سبزت را

از روح من بردی اندوه و حسرت را

چشمان زیبایت گه صا ف  و گه بارش

چون اسمانی در چوکات ارامش

در اوج تاریکی وقتی تو را دیدم 

غم از دلم پر زد چون با تو خندیدم

وقتی مرا ای گل مادر صدا کردی

دنیای  سختی را از من جدا کردی

سرسبز و معصومی مست از بهارانی

خواهم که از عطرت بر من ببارانی

یک موج بی تابی چون قایقی ابی

تا بیکران جاری ، زیبا و شادابی

 

رفیق نیمه راه

 

رفیق نیمه راه

 

غروب میکنم در امتداد دلتنگی

نگاه میشوم

بیرون میروم

از موج چشمانت

نیست ساحلی دیگر

نگاهم نکنی

بی پناه میشوم

و صبورانه

عروج میکنم

به ملکوت لبخندت

در مقابلت

قطره ترین

نه

قطره نه

تباه میشوم

تمام شوخی چشمانم برای توست

ببین در مسیر عشق

ارام و سر به راه میشوم

وقتی پیش منی

میشوم همرنگ تو

همرنگ اسمان

دراوج بندگی

معصوم و بی گناه میشوم

غروب میکنم در امتداد دلتنگی

نگاه میشوم

پایان ره اگر بی تو رسیدن است

دیگر نمیروم

رفیق نیمه راه میشوم